X
تبلیغات
Cell & Molecular Biology Students

Cell & Molecular Biology Students

Life Of Cell & Molecular

ميكروسكوپ و اجزاء آن

ميكروسكوپ و اجزاء آن

 

 

« مخترعين اوليه و اکتشافاتشان »
در سال 1655 رابرت هوگ که يک فيزيکدان انگليسي بود، اولين نگرش ميکروسکوپي را انجام داد. وي 29 سال داشت که به کمک اولين ميکروسکوپ خود توانست بقاياي ديوارة سلول هاي مردة گياهي را در برشي از چوب پنبة پوست درخت بلوط مشاهده کند. وي از آنچه ديده بود نقاشي هايي رسم کرد و به علت شباهت اتاقک هاي کوچکي که در بافت چوپ پنبه با لانة زنبور ديده بود، نام اين اتاقک
ها را سلول گذاشت. اما هوگ در آن زمان نمي دانست که درون اين اتاقک ها، مادة زنده اي که امروزه به آن پروتوپلاسم مي گويند وجود داشته است .
هوگ اجزاي ديگري از موجودات مثل بال حشرات و چشم مرکب زنبور را هم بررسي کرده بود و نتايج خود را در کتابي به نام ( ذره نگاري ) به چاپ رساند .

 

 

حدود 20 سال بعد و در سال 1674 آنتوني دان ليوون هوگ که يک پارچه فروش هلندي بود براي اولين بار به کمک ميکروسکوپ دست ساز خود، تک سلول هاي زنده (آغازيان جانورمانند يا پروتوزوآها) را ديد و در سال 1683 با تکميل ميکروسکوپي که ساخته بود توانست دنياي باکتري ها را نيز کشف کند.
دانشمنداني از جمله آنتون فن، ليونهاک و هابر جانسن سازنده عينک نيز در استفاده از ميکروسکوپ پيشقدم شدند .
ليونهاک حيوانات ريز و کوچک استخر را براي مطالعه زير ميکروسکوپ قرار مي داد و مشاهدات خود را دقيق ثبت مي کرد. در موزة ميلدبرگ در هلند يکي از ميکروسکوپ هاي اوليه نگهداري مي شود که احتمالاً بوسيلة اين دانشمندان ساخته شده است
 
 
« سير تحولي ميکروسکوپ »
در سال 1700 جان مارشال و ديگر سازندگان ميکروسکوپ، پيشرفت زيادي را در طرح هاي مکانيکي بوجود آوردند اما در فرم هاي عدسي پيشرفت کمي حاصل شد. در آن زمان دانشمندان نمي توانستند لنزهايي بسازند که نور را منکسر کند و رنگها را تجزيه نمايند. اين پديده معروف به انحراف کروماتيک گرديد. در اين دستگاه هميشه رنگ و تصوير، تار نشان داده مي شد و اگر يک رنگ در کانون بود، رنگهاي ديگر وجود نداشتند. نقص ديگر اين عدسي ها انحراف دوراني بود که تصوير را تار مي ساخت .
در سال 1886 (ارنست آبه) به کمک ( کارل زيز) در آلمان، عدسي هايي به نام ايوکروماتيک ساختند که اين نقص را مرتفع مي کرد .
 
 
« موارد استفاده از  ميکروسکوپ »
1- در بيمارستانها، کارخانجات، سازمانهاي تحقيقاتي، آموزش و پرورش، دانشگاهها و آزمايشگاهها
2- آسيب شناسان از ميکروسکوپ به منظور کمک به تشخيص براي درمان بيماري ها استفاده مي کنند .
3- در جراحي ( براي اعمال ظريف جراحي مانند جراحي گوش و چشم و ... )
4- در امور صنعتي، هنري و الکترونيک
5- در آموزش و پرورش و دانشگاهها ( به منظور پيشرفت مداوم در علم و تکنولوژي )
 
 
 
n« انواع ميکروسکوپ »
1- ميکروسکوپ نوري                           2- ميکروسکوپ الکتروني          
3- ميکروسکوپ دارک – فيلد                  4- ميکروسکوپ پلاريزونگ
« ميکروسکوپ نوري »
زيست شناسي سلولي با ميکروسکوپ نوري آغاز شد و اين شيوه هنوز يک ابزار حياتي در اين علم محسوب مي شود. ميکروسکوپ نوري در سالهاي اخير اهميتي فزاينده يافته که تا حدود زيادي مرهون پيشرفت هايي است که در زمينه هايي چون نشانه گذاري اختصاصي و تصويربرداري از اجزاء مختلف سلول و همچنين بازسازي شکل سه بعدي آنها، بدست آمده اند .
 
 
يک مزيت بزرگ ميکروسکوپ نوري، مخرب نبودن نور معمولي است. امروزه با جفت کردن اجزاي ويژة سلول به نشانگرهاي فلورسانت، مثل پروتئين بنر فلورسانت (GFP) مي توان حرکات و بر هم کنش هاي اين اجزا را با ديگر قسمتها در سلول ها و موجودات زنده به خوبي مشاهده کرد
 
1- بخش مکانيک                    2- بخش اپتيک
1- بخش مکانيک: شامل قطعاتي است که استقرار و حرکات مختلف را براي اجزاء ميکروسکوپ تأمين مي کنند و شامل: پايه، بازو، پلاتين و پيچها مي باشد .
پايه: قطعه اي است که ميکروسکوپ بوسيلة آن روي ميز يا سطح ديگري قرار مي گيرد .
بازو: قطعه اي است عمودي که در پايين به پايه متصل است و در بالا سيستم عدسي هاي شيئي و چشمي بر روي آن مستقر هستند .
پلاتين يا (Stage): يک صفحة افقي است که در جلوي بازو قرار دارد و بدان متصل  مي باشد. پلاتين در مرکز خود داراي سوراخي است که عبور نور را تأمين مي کند و در سطح فوقاني خود داراي گيره هايي است که اسلايد را ثابت نگه مي دارد .
پيچها: شامل پيچ هاي مربوط به حرکات پلاتين هستند که در نتيجه اسلايد را به جلو، عقب و طرفين حرکت مي دهند .
 
ميکروسکوپ نوري از 2 قسمت ساخته شده است :
2- بخش اپتيک: شامل منبع نور، سيستم تنظيم کنندة نور (Condenser)
و عدسي شيئي و چشمي است .
الف) منبع نور: يک لامپ برق معمولي با ولتاژ کم است که بر روي پايه قرار دارد و نور مستقيماً از آن به سوي لام مي تابد .
ب) سيستم تنظيم کنندة نور: شامل يک ديافراگم و يک عدسي متمرکز کننده (کندانسور) است .
 
ج) عدسيهاي شيئي (Objectives) :
مجموعه اي از عدسي هاي محدب به تعداد معمولاً چهار عدد است که به ترتيب درشت نمايي آنها 40، 10، 2/3 ديوپتر مي باشد و معمولاً يک عدسي قوي به نام عدسي شناور (Immersion)
با درشت نمايي 100 نيز وجود دارد. اين عدسي ها بر روي صفحة مدوّر و متحرکي قرار دارند که با چرخاندن آن مي توان عدسي شيئي دلخواه را در مقابل برش قرار داد .
د) عدسيهاي چشمي (Ocular): عدسي هاي محدب الطرفين هستند که در قسمت فوقاني لولة ميکروسکوپ قرار دارند. عدسي شيئي از جسمي که در خارج از فاصلة کانوني آن قرار دارد تصويري بزرگتر، معکوس، حقيقي تشکيل مي دهد و عدسي چشمي اين تصوير را که در داخل فاصلة کانوني آن واقع است بزرگتر کرده و تصوير مجازي و معکوس مي سازد. درشت نمايي ميکروسکوپ حاصل ضرب
درشت نمايي عدسي شيئي در درشت نمايي عدسي چشمي است.
قدرت تفکيک در ميکروسکوپ نوري mm
2/0 است .
 
مکان يابي درون سلولي مولکولها بوسيلة ميکروسکوپ فلورسانس
ميکروسکوپ فلورسانس مشابه يک ميکروسکوپ نوري عادي است، با اين استثناء که نور روشن کنندة نمونه که از منبعي قوي ساتع مي گردد، از دو مجموعه فيلتر عبو داده  مي شود: يکي براي فيلتراسيون نور، قبل از اينکه به نمونه برسد و ديگري براي فيلتر کردن نوري که از نمونه جمع آوري شده است
اولين فيلتر را طوري انتخاب مي کنند که تنها، طول موج هايي که باعث تحريک آن رنگ فلورسانت هستند را عبور دهد و دومين فيلتر فقط آن دسته طول موج هايي که از رنگ فلورسانت تابش شده را عبور مي دهد .
يک روش بسيار قدرتمند جفت کردن رنگهاي فلورسنت با مولکولهاي آنتي بادي است تا در قالب معرفهاي رنگي همه کاره و کاملاً ويژه اي، به طور انتخابي به درشت مولکول مورد نظرشان متصل شوند و آنها را داخل سلول ها يا ماتريکس خارج سلولي نمايان کنند. براي اين کار رنگهاي فلورسانت متعددي موجود است که از متداولترينشان مي توان به فلورسئين وردامين اشاره کرد .
جفت کردن يکي آنتي بادي با فلورسئين و آنتي بادي ديگر به ردامين، توزيع مولکولهاي مختلف درون يک سلول را قابل مقايسه و ارزيابي خواهد کرد و زير ميکروسکوپ مورد مشاهده قرار مي گيرد .
 
امروزه روشهاي مهم و جديدي ابداع شده اند که استفاده از ميکروسکوپ فلورسانس را در کنترل تغييرات غلظت و مکان مولکول هاي ويژه اي درون سلولهاي زنده امکان پذير مي سازند .
برطرف شدن محدوديت چشم انسان با ميکروسکوپ :
چشم انسان در نور بسيار کم، کارآيي چنداني ندارد.اين محدوديت را مي توان با اضافه کردن دوربين هاي ويدئويي به ميکروسکوپ نوري برطرف کرد. با اين دوربين ها امکان مشاهدة طولاني مدت سلول ها در سطوح نوري پائين فراهم مي آيد . 
2- چشم در مقابل يک پس زمينة درخشان قادر به درک تفاوتهاي جزئي در شدت نور نيست که اين مشکل نيز با استفاده از سيستم هاي ويدئويي مجهز به پردازشگر تصاوير در ميکروسکوپ قابل حل است .
 
 
 
 
 
ميکروسکوپ (از يوناني μικρόσκοπεν) يا «بس ريزبين» دستگاهي است که براي ديدن اجسامي که با چشم مسلح ديده نميشوند بکار ميرود.
 
سير تحولي و رشد
در طول قرن هيجدهم ميکروسکوپ در زمره وسايل تفريحي به شمار ميآمد. با پژوهشهاي بيشتر پيشرفتهاي قابل توجهي در شيوه ساختن عدسي شئي حاصل شد. بطوري که عدسيهاي ديگر بصورت ذره بينهاي معمولي نبودند بلکه خطاهاي موجود در آنها که به کجنمايي معروف هستند، دفع شدهاند و آنها ميتوانستند جرئيات يک شي را دقيقا نشان دهند. پس از آن در طي پنجاه سال، پژوهشگران بسياري تلاش کردند تا بر کيفيت و مرغوبيت اين وسيله بيافزايند. بالاخره
ارنست آبه توانست مبناي علمي ميزان بزرگنمايي ميکروسکوپ را تعريف کند.
 
بدين ترتيب ميزان بزرگنمايي مفيد آن بين ۵۰ تا ۲۰۰۰ برابر مشخص شد. البته ميتوان ميکروسکوپهايي با بزرگنمايي بيش از ۲۰۰۰ برابر ساخت. مثلاً قدرت عدسي چشمي را بيشتر کرد. اما قدرت تفکيک نور ثابت است و درنتيجه حتي بزرگنمايي بيشتر ميتواند دو نقطه از يک شي را بهتر تفکيک کند. هر چه بزرگنمايي شي افزايش يابد به ميزان پيچيدگي آن افزوده ميشود. بزرگنمايي شي در ميکروسکوپهاي تحقيقاتي جديد معمولاً ۳X، ۶X، ۱۰X، ۱۲X، ۴۰X و ۱۰۰X است. در نتيجه بزرگنمايي در اين ميکروسکوپ بين ۱۸ تا ۱۵۰۰ برابر است. چون بزرگنمايي ميکروسکوپ نوري بدليل وجود محدوديت پراش از محدوده معيني تجاوز نميکند براي بررسي بسياري از پديدههايي که احتياج به بزرگنمايي خيلي بيشتر دارند مفيد است. تحقيقات بسياري صورت گرفت تا وسيله دقيق تري با بزرگنمايي بيشتر ساخته شود. نتيجه اين پژوهشها منجر به ساختن ميکروسکوپ الکتروني شد.
 
 
 
ديد کلي
با توجه به گسترش روز افزون ميکروسکوپها در شاخههاي مختلف علوم پزشکي و صنعت هر روزه شاهد پيشرفتهاي مختلف در صنعت ميکروسکوپها ميباشيم. اين پيشرفتها شامل پيشرفت سيستم روزي طراحي اجزاي مکانيکي ، پايداري استحکام و راحتي در استفاده از آنها ميباشد. ميکروسکوپهاي نوري معمولي که در تحقيقات بيولوژيکي و پزشکي بکار ميروند دو دسته ميباشند. يک دسته داراي چشمه نوري مجزا از ميکروسکوپ ميباشند و دسته دوم ميکروسکوپهايي ميباشند که داراي چشمه نوري تعبيه شده در ميکروسکوپ ميباشند. ميکروسکوپهاي معمولي مدرن مورد استفاده از نوع دوم ميباشد و تقريبا ساخت و استفاده نوع اول منسوخ شده است.
 
+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 2:37  توسط MHS  | 

ریبوزوم

 ریبوزوم

 



برای مطالعه و بررسی مطالب و تصاویر مورد نظر در رابطه با این عنوان  ,  بر روی گزینه (( ادامه )) ذر پائین هر کادر مربوطه  کلیک کنید .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 2:23  توسط MHS  | 

پراکسیزوم

پراکسیزوم




برای مطالعه و بررسی مطالب و تصاویر مورد نظر در رابطه با این عنوان  ,  بر روی گزینه (( ادامه )) در پائین هر کادر مربوطه  کلیک کنید .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 2:13  توسط MHS  | 

رونویسی

رونویسی





برای مطالعه و بررسی مطالب و تصاویر مورد نظر در رابطه با این عنوان  ,  بر روی گزینه (( ادامه )) در پائین هر کادر مربوطه  کلیک کنید .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 1:50  توسط MHS  | 

دستگاه گلژی

دستگاه گلژی

 



برای مطالعه و بررسی مطالب و تصاویر مورد نظر در رابطه با این عنوان  ,  بر روی گزینه (( ادامه )) در پائین هر کادر مربوطه  کلیک کنید .

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 1:41  توسط MHS  | 

لیزوزوم

لیزوزوم
 
 
هر یاخته یوکاریوتی دارای گروهی از اندامکهای سیتوپلاسمی به نام لیزوزومهاست که عمل اصلی آنها گوارش درون یاخته‌ای و برون یاخته‌ای است. لیزوزومها کیسه‌های محتوی آنزیمهای هیدرولاز اسیدی یک غشایی هستند. غشای لیزوزوم شبیه غشای پلاسمایی است ولی مقدار لیستین آن زیادتر و ضخیم‌تر از غشای میتوکندری است و قابلیت تلفیق با غشاهای دیگر از جمله وزیکولهای آندوسیتوزی را دارد که علت آن زیاد بودن لیپیدهای غشایی است.
 
 
nلیزوزومها در سلولهای گیاهی ، جانوری و تک سلولیها وجود دارند. باکتریها لیزوزوم ندارند. لیزوزومها را در حکم کیسه‌های خودکشی و یا نارنجک درون سلولی می‌نامند که تخریب غشای آن می‌تواند موجب تجزیه مواد و اجزای درون سلول و در نتیجه لیزوزومها از غشا و ماده زمینه حاوی آنزیمهای مختلف تشکیل شده است.
 
 
آنزیمهای لیزوزومی
 
nآنزیمهای لیزوزومی عمل هیدرولازی دارند و ساختمان گلیکوپروتئینی دارند. این آنزیمها در PH اسیدی فعالند و PH مناسب عمل آنها حدود 5 - 4.5 است. در لیزوزوم انواع مختلفی از آنزیمهای هیدرولازی وجود دارند که تعدادی از آنها عبارتند از :

nآنزیمهای هیدرولیز کننده پروتئین‌ها شامل پروتئاز و پپتیدازها. مثالهای این دسته از آنزیم‌ها عبارتند از کاتپسین ، کربوکسی پپتیداز A ، B ، C و گلوتامات کربوکسیلاز
n*آنزیمهای هیدرولیز کننده لیپیدها مانند استرازها ، فسفولیپازها.

nگلوسیدازها که بر روی مواد قندی اثر می‌گذارند مثل آنزیم آلفا 1 و 4- گلوکوزیداز ، بتا گلوکورونیداز ، آریل سولفاتاز A ، B بتا گالاکتورونیداز و آلفا مانوزیداز
nآنزیمهای هیدرولیزکننده اسیدهای نوکلئیک مانند DNase ، RNase
nفسفاتازها مثل اسید فسفاتاز ، فسفودی استراز ، فسفاتیدیک اسید فسفاتاز.
 
 
سنتز آنزیمهای لیزوزومی
 
nسنتز آنزیمهای لیزوزومی با دخالت ریبوزومهای متصل به شبکه آندوپلاسمی و فرضیه پپتید نشانه است. گلیکوزیلاسیون این آنزیمها ضمن سنتز آنها در فضاهای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار انجام می‌شود و پردازش آنها نهایتا پس از انتقال به دستگاه گلژی صورت می‌گیرد. آنزیمهای لیزوزومی دارای مانوز 6 - فسفات است که به عنوان نوعی نشانه برای انتقال آنها از شبکه آندوپلاسمی به دیکتیوزومها و سپس به لیزوزوم‌های اولیه است. مانوز 6-فسفات نشانگر یا علامت پروتئینهای لیزوزومی است.
 
 
 
ساختار غشای لیزوزوم
 
مطالعات نشان می‌دهد که گلیوکوپروتئین به مقدار زیاد در این غشاها وجود دارد. این پروتئین‌ها به شدت گلیکوزیله شده‌اند و بطور قابل توجهی در مقابل تجزیه توسط هیدرولازهای اسیدی ماتریکسی لیزوزوم مقاومند و لیزوزوها را به صورت یک مجموعه بسته نگه می‌دارد. غشای لیزوزوم قابلیت تلفیق با سایر غشاها را دارد و از مقدار زیادی لیستین تشکیل شده است. غشای لیزوزوم بوسیله آنزیمهای درون آن تا حدی گوارش می‌یابد. اما بطور دائم ترمیم می‌شود، این عمل نیاز به انرژی زیاد دارد و از آنجایی سلول مرده نمی‌تواند انرژی را تامین کند در نتیجه آنزیم‌های هیدرولازی درون لیزوزوم آزاد شده و سبب از بین رفتن اندامکها و خود سلول می‌شوند.

در غشای لیزوزوم پمپهای پروتئینی وابسته به ATP وجود دارند که با مصرف انرژی پروتون H+ را وارد لیزوزوم می‌کند تا محیط اسیدی با PH حدود 4.5 تا 5 ایجاد کرده و شرایط اسیدی برای آنزیم‌های هیدرولازی لیزوزوم فراهم و شیب PH را در غشای لیزوزوم برقرار نماید که نتیجه آن PH پایین‌تر از 5 در ماتریکس لیزوزوم است. از طرف دیگر تراکم یونهای H+ در مجاورت سطح درونی غشای لیزوزوم زیاد است و PH بسیار کاهش یافته و حتی تا حدود 2 می‌رسد و این PH پایین‌تر از PH مناسب برای فعالیت آنزیم‌های هیدرولازی لیزوزومی یعنی (PH (4 - 5 است. در نتیجه آنزیم‌های هیدرولازی لیزوزوم بر روی غشا خود تاثیر ندارند. یونها هم در این عمل محافظتی نقش دارند. سطح درونی لیزوزوم پوشش گلیکوپروتئینی دارد که از غشا محافظت می‌کنند.
 
 
عوامل مخرب غشای لیزوزوم
 
nعوامل مختلفی سلامت و تمامیت غشای لیزوزوم را از بین می‌برد که عبارتند از :

nعوامل مکانیکی: مثل ضربه ، لغزشها ، ارتعاشات و صوتهای موسیقی
nعوامل فیزیکی: مانند گرما و سرمای بیش از حد ، انجماد و گرم کردن مجدد
nعوامل صوتی: صدای رعد و برق ، امواج ناشی از شکست دیوار صوتی
nعوامل شیمیایی و هورمونی: افزایش CO2 ، اکسیژن یونی ، سیلیس ، قلع و روی ، سموم
nهورمونهای جنسی یا استروئیدها ، ویتامین‌های قابل حل در چربی ( A ، D ، E و K ) ، عده‌ای از آنتی بیوتیکها و برخی آنزیمهای تجزیه کننده از عوامل شیمیایی مخرب غشای لیزوزوم هستند. کورتیزول نقش پایدارکننده غشای لیزوزوم را دارد.

nعوامل زیستی: مانند ویروسها ، عوامل روحی مانند تنش ، اضطراب ، شوک ، خستگی ، کار سنگین از عوامل مخرب غشای لیزوزوم هستند. آرامش روانی ، اکسیژن کافی و تغذیه مناسب از عوامل پایدارکننده غشای لیزوزوم می‌باشند.
 
 
انواع لیزوزوم و لیزوزوم اولیه
 
nچهار نوع لیزوزوم در نظر گرفته می‌شود که اولی لیزوزوم اولیه و سه تای بعدی لیزوزوم ثانویه خوانده می‌شوند.
nاندامکهای تک غشایی با ماده زمینه‌ای متراکم دارای آنزیم‌های هیدرولازی هستند که از بخش دور یا ترانس دستگاه گلژی مشتق شده ولی هنوز فعالیت آنزیمی خود را آغاز نکرده‌اند. لیزوزوم اولیه را پروتولیزوزوم نیز می‌گویند
 
 
لیزوزوم ثانویه
 
nهتروفاگوزوم: که به نامهای هترولیزوزوم ، فاگولیزوزوم ، واکوئلهای هیدروفاژی یا واکوئلهای دگرخواری نیز نامیده می‌شوند. این لیزوزومها از تلفیق لیزوزومهای اولیه با وزیکولهای حاوی مواد برون سلولی مانند حفره‌های فاگوسیتوزی یا پینوسیتوزی یا اندوزوم ثانویه تشکیل می‌شوند. سپس مواد برون سلولی یا بیگانه بوسیله آنزیمهای هیدرولیزی لیزوزوم اولیه حذف می‌شود. برخی باکتریها از جمله باکتری جذام از عمل دگرخواری مصون می‌ماند و به خوبی در لیزوزوم‌ها زنده می‌ماند.
nاتوفاگوزوم: که به نامهای لیزوزومهای اتوفاژیک ، اتولیزوزوم ، واکوئل خودخوار و سیتولیزوزوم نیز خوانده می‌شود. این نوع از لیزوزومها از تلفیق لیزوزومهای اولیه با واکوئل‌های حاوی مواد سلولی مانند میتوکندری ، میکروبادی‌ها و اندامک‌های پیر و فرسوده ایجاد می‌شوند. گاهی قطعاتی از شبکه آندوپلاسمی ، بخشی از سیتوپلاسم سلول را احاطه کرده ، با لیزوزوم اولیه ادغام می‌شود و به لیزوزوم ثانویه که همان اتوفاگوزوم است تبدیل می‌شود و آنزیمهای آن مواد را تجزیه و هضم می‌کنند. تشکیل این لیزوزومها برای مبارزه با فقر غذایی ، انجام تمایزهای ویژه مانند حذف برخی اندامک‌ها ، حذف محتویات سلول برای تشکیل آوندهای چوبی و یا حذف بخشهای اضافی مانند حذف مجرای مولر در پرندگان ، تحلیل رفتن دم در دوزیستان در هنگام دگردیسی صورت می‌گیرد.
nاجسام باقیمانده یا لیزوزوم کرینوفاژی: چنانچه عمل گوارش در لیزوزوم‌های ثانویه کامل نباشد، اجسام باقیمانده تشکیل می‌شود. لیزوزوم‌های حاوی این اجسام باقیمانده را جسم باقیمانده یا لیزوزوم کرینوفاژی نیز می‌نامند که دارای شکل نامنظم است. کرینوفاژی پدیده‌ای که حذف ترشحی را امکان پذیر می‌سازد.
nاجسام متراکم یا تلولیزوزوم: برخی از مواد آندوسیتوزی و اگزوسیتوزی در برخی وزیکولهای گوارشی باقی می‌مانند و اجسام متراکم یا تلولیزوزوم را تشکیل می‌دهند و اغلب فعالیت هیدرولاری ندارند.
 
 
نقشهای لیزوزوم
 
nگوارش درون سلولی: مواد گوناگون به روش‌های فاگوسیتوزی و اتوفاژی به لیزوزوم‌ها می‌رسند. گوارش آنها توسط آنزیم‌های لیزوزومی درون لیزوزومها صورت می‌گیرد و مواد حاصل از گوارش با عبور از غشای لیزوزوم به سیتوزول می‌رسند و مسیر سوخت و ساز خود را می‌گذرانند.
nگوارش برون سلولی: برای مثال سلولهای استخوان خوار (استئوکلاستها) که در مغز زرد استخوان قرار دارند با آزاد کردن هیدرولازهای لیزوزومی موجب تخریب سلولهای استخوانی می‌شوند.
nدخالت در تمایز سلولی و از بین بردن اندامکها
nدخالت در پدیده اتولیز و مبارزه با فقر غذایی
nدخالت در ایمنی سلولها: لیزوزومها باکتریها و ویروسهای وارد شده به سلول را توسط آنزیمهای خود تخریب می‌کند و از بین می‌برد.
nتجمع مواد سمی از جمله جیوه در لیزوزومها
nلیزوزومهای گیاهی با داشتن آنزیم های مختلف از جمله آلفا آمیلاز ، نوکلئازها در گوارش درون سلولی و برون سلولی و فرآیندهای رشد و نمو دخالت دارند.
 
+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 1:35  توسط MHS  | 

هتروکروماتین

هتروکروماتین



برای مطالعه و بررسی مطالب و تصاویر مورد نظر در رابطه با این عنوان  ,  بر روی گزینه (( ادامه )) در پائین هر کادر مربوطه  کلیک کنید .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 1:29  توسط MHS  | 

شبکه آندوپلاسمی

شبكه اندو پلاسمي

دردهه1880 سيتولوژيست ها مناطق بازوفيلي رادرسيتوپلاسم سلولهاي يوكاريوت مشاهده نمودند وعناوين متفاوتي از قبيل ارگاستوپلاسم اجسام نيسل واجسام بازوفيل را براي ناميدن انها به كار ميبردند.زماني كه مشاهده شدكه اين مناطق رنگ پذ يري يكساني باهسته سلول دارند نظريهاي بر اين مبنا مطرح شد كه ارگاستو پلاسم ها موادي رااز هسته دريافت ميكنند بعدا مشخص شد كه بازوفيل بودن اين مناطق به خاطر وجودrnaهايي است كه درساختمان ريبوزوم هاي متصل به شبكه اندوپلاسمي وجود دارند

·    دستگاه شبكه اندوپلاسمي شبكه اي از غشا است كه توسط لوله هاوكيسه هايي به هم متسل شده اند ودر سيتوپلاسم سلول وجود دارند. به دليل نحوه عملكرد اين شبكه و متغيير بودنش فقط با تكيه بر عكسهاي ميكروسكوپ الكتروني كه وضع ثابت وساكن شده سلول وارگانلها را نشان ميدهد ميتوان  قضاوت دقيقي در مورد مورفولوژي اين شبكه نمود همچنين امروزه ثابت شده كه شبكه اندوپلاسمي زبروصاف به هم تبديل وبر حسب نياز سلول يكي تقويت ميشود به عنوان مثال اگر به يك سلول فنو باربيتال  تزريق كنيم اين ماده سمي باعث گسترش شبكه اندوپلاسمي  ميشود لذادر يك پروسه دومرحله اي ابتدا شبكه اندو پلاسمي زبر افزايش مييابد سپس شبكه اندوپلاسمي صاف.زيرا سيستم انزيمي موجود در شبكه اندو پلاسمي صاف خنثي كننده سم فنو باربيتال است لذا بايد اين انزيم ها توسط ريبوزومهاي شبكه اندوپلاسمي زبر به مقصد مورد نظر سنتز شوند به همين دليل كارايي اين دو شبكه وابسته به هم ميباشد

شبكه اندوپلاسمي زبر از طرف ريبوزوم هاي خود به ستيزولهاي غشاي سلول متصل است فضاي بين دو غشا در هر شبكه 100 300انگستروم است به دليل  تماس دائمي اين شبكه با غشاي پلاسمايي مي توان گفت غشاي هسته انشعابي از غشاي شبكه اندو پلاسمي مي باشد به دليل ارتباط شبكهعملكردشبكه دچاراشكال شودوپروتين هاواردارگانهاي ديگرسلول شوندبراي ديگر براي سايرسلولها خطرايجاد ميكنندوارگانهاي ديگرسيگنال سريعي رابه هسته ميفرستند ته فرايندريبوزم سازي راچندين پروسه اهسته ترميكند وشبكه اندوپلاسمي فرصت دارد تاپروتين هاي انبارشده را به كاركيرد واختلال به وجودامده ازبين مي رود.شبكه اندوپلاسمي شبيه به غشائ پلاسمايي است بااين تفاوت كه قطر غشاء  نانومتر است درصورتيكه قطرغشاء پلاسمايي 8تا10نانومتر است همچنين نسبت پروتين به ليپيد درشبكه اندوپلاسمي بيشترازغشاء پلاسمايي است ولذا بدليل نقش ثباط پروتين درساختمان شبكه نتيجه مي گيريم كه شبكه اندوپلاسمي مستحكم تراز غشاءپلاسمايي مي باشد.

 

شبكه اندوپلاسمي صاف

به صورت تيغه اي است ازمجموعه كيسه هاي غشايي پهن شده وكانال مانند كه به هركدام سيترن گفته ميشود.به صورت ويزيكولارلوله اي شكل است از فعاليتهاي ان ميتوان سنتز پروتين ها پردازش شيميايي مواد باوزن ملكولي پايين وسم زدايي رانام برد.درماهيچه مخطط درجذب وذخيره يونهاي كلسيم وباترشح املاح مختلف درانتقال فعال يونها موثراست.همچنين به دليل وجودريبوزومها كه نقش ذخيرهاي دارد ذخيره كلسيم درسلولهاي ماهيچه اي براي انتقال عضله درسلولهاي مغزي هورمونهاي زنانه ومردانه راتركيب مي كند.در بافت كورتكس ادرنال كه استروئيد توليد ميكند شبكه اندوپلاسمي صاف كلسترول را تجزيه وسنتز ميكند ودريعضي واكنشها استروئيدرابه پروژسشترون تبديل مي كند.سنتز چربي ها هيدرو ليز گلوكزو متابوليسم گزنوبيوتيكا كه يك تركيب  خارجي ميباشد وبا تاثيرات بولوژيكي باعث توليد موادي مثل حشره كش ها علف كشها و ضد قارچها ميباشد  جز وظايف شبكه اندوپلاسمي صاف ميباشد چربي هاي سنتز شده توسط اين شبكه از نوع فسفو ليپيدها و چربي هاي ذخيره اي كه به شكل قطره هاي كروي شكل درون سيتوپلاسم ذخيره مي شوند. سيتوكروم  P450 نقش خنثي كردن دارو ها و مواد سمي در سلول هاي كبدي طي عمل هيدروكسيلاسيون انجام مي شود . مفهوم عمل هيدروكسيلاسيون بدين معنا مي باشد ؛ حلاليت دارو در آب افزايش مي يابد.

عامل سنتز و حمل و نقل پروتين هابه علت وجود ريبوزومهاي بازو فيليك ميباشد سلولهاي توليد كننده پرتئين محتوي سيسترن هاي  مطبق فراواني هستند كه با ميكروسكوپ نوري قابل رويئتند  نوع خشن ريبوزومها به طرف سيتيزولي غشا متصل است ودر رابطه با سنتز پرتئين هاي غشايي وترشحي اعمال كار ميكند سلول هاي پانكراس و پلاسماي خون كه درگيري شديدي باسنتز پرتئین ها دارند میزان شبکه اندو پلاسمی زبر انها بیشتر است ريبوزم ها حاوي مواد ترشحي خاصي هستند كه  شامل انزيم هاي هضم كننده و هرمون هاي پرتئيني ميباشند اين ترشحات داخل شبكه جمع و به صورت ويزيكول سلول را ترك ميكنند همچنين شبكه اندوپلاسمي نشانگر هاي حفاظتي خاصي به نام pibدارند كه پرتئين راشناسايي وبه محل دقيق خود در ليكو ئيد ها ميفرستند اين شبكه پادزهر هم توليد ميكندودر لوزالمعده باعث توليد انسولين ميشود.

 

 

 

 

القاي شبكه اندو پلاسمي

 

همان طور كه به اين نكته اشاره شد ؛:اواع داروها بعد از تزريق باعث زياد شدن وتكثير غشاي اين شبكه ميشود فنو باربيتال باعث فعاليت انزيمي شبكه اندوپلاسمي زبر  ميشودو بعداز 6ساعت تكثير شبكه اندو پلاسمي صاف به وجود ميايد تاييد اين مساله را  با استفاده از اكتينو مايسين dو پورمايسين به اثبات ميرسانيم

اكتينومايسين dمانع افزايش فعاليت اين شلكه وپورمايسين باعث افزايش فعاليت ان ميشود حال بايد پاسخ گوي اين سوال باشيم كه؛:..روند افزايشي وكاهشي اين غشا تا چه زماني ادامه ميابد؛؟...پاسخ اين سوال اينگونه است كه بعد از چند روز اين غشا به تدريج توسط اتوفاگوزومهاي غشا  ازبين ميروند نكته ديگر اينكه در مقابل اثر تمام دارو ها انزيم هاي شبكه اندوپلاسمي يكسان كم وزياد نميشوند .سنتز پلي پپتيد ها در ريبوزوم صورت ميگيرد هرريبوزوم با قطر تقريبي nm20وبه مقدار مساوي از پرتئين وrnaساخته شده است در اثر تاثير trna&mrna اطلاعات ژنتيكي به صورت رديف هاي اسيد امينه در زنجيره هاي پلي پپتيد ترجمه مي شوند با التراسانترفيوژ  ميتوان ديد كه يك ريبوزوم از دو جزئ ساخته شده كه با جدا كردن يونهاي منيزيوم ميتوان اين دو جزرا از هم جدا كرد طول عمر ريبوزوم 6ساعت و در هر ثانيه 10 تا 100 ريبوزوم جديد ساخته ميشود

 

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 1:18  توسط MHS  | 

ميتوكندري

میتوکندری

 

 

 

نام «میتوکُندری» ترکیبی است از دو واژه یونانی Mito به معنای رشته و chondrion به معنی دانه. چون این اندامک اغلب رشته‌ای یا به صورت دانه‌های کوچک در سیتوپلاسم همه سلولهای یوکاریوتی وجود دارد.

 

خاستگاه میتوکندری در سلولهای یوکاریوتی ؛

 

ساختار داخلی سلول های زنده، شامل اندامکهایی تخصص یافته است، که توسط آنها شکل های پیچیده حیات را ممکن می سازد. بر اساس شواهد فسیلی، وجود موجودات تک سلولی در دوران اولیه حیات در زمین به اثبات رسیده است که آنها فاقد اندامک های درون سلولی بودند، و یا دارای اندامک های بسیار کوچک بوده اند.

 خیلی ها بر این باورند که موجودات تک سلولی سرآغاز حیات بودند. جلبک های سبز-آبی که در ابتدای حیات در کره زمین تسلط داشته اند ، که بعد از 1.5 بیلیون سال در خطر انقراض قرار گرفتند ؛  تخم گذاری این جلبک ها با مرگ آنها و آزاد سازی اکسیژن همراه بود،  که منجر به افزایش اکسیژن درون اقیانوس ها و در نتیجه ورود اکسیژن به اتمسفر، شد؛ 

بدین وسیله  جلبکها امکان زندگی در محیط های اکسیژن دار را برای سایر موجوداتِ سلولی فراهم کردند، و به این ترتیب اجداد اولیه یوکاریوتها  شانس شروع به زندگی را در زمینی که میزان اکسیژن جوِ آن به 3% میزانِ کنونی آن رسیده بود، پیدا کردند.

 

براساسِ تئوری خانم  " لین مارگولیس "  (Lynn Margulis ) که در کتابش با عنوان "همزیستی در تکامل سلولی "  در سال 1981 به چاپ رسید ،  مراحل سیر تکاملی یوکاریوتها  به شرح زیر است: 

1.        اکسیژن تولید شده توسط جلبکهای سبز-آبی ، که محصول فرآیند فتو سنتز بود، اکسیژن موجود در جو را فراهم نمود.

2.        هم زمان با جلبکهای سبز-آبی ، باکتریها (سلولهای پروکاریوتی) رشد و گسترش پیدا کردند، که بعضی از آنها توانایی زندگی هوازی را داشتند.

3.        سلولهای بی هوازی و هتروتروف ، باکتری هوازی را در بر گرفتند و به داخل سلولِ خود بردند، و همزیستی دو طرفِ را آغاز کردند و گسترش دادند.

در این همزیستی دو طرفه از یکسو ، موادِ غذایی مورد نیاز باکتریی هوازیِ در بر گرفته شده، توسط سلول میزبان تـامین می شد؛ و از سوی دیگر، سلولِ میزبان انرژی مورد نیاز خود را از فعالیت هوازی آن باکتری بدست می آورد، که این همزیستی سرآغاز فعالیت میتوکندری ها در سلول محسوب می شود .

 

در این تئوری باکتری هوازی  در بر گرفته شده، میتوکندری اولیه نام داشت، که در نهایت با گذشت زمان و سیرِ تکاملی ، میتوکندری اولیه به یک اندامک درون سلولی تخصص یافته در سلولهای یوکاریوت تبدیل شد.

 

    و اما شواهدی که تئوری همزیستی درون سلولی یاد شده را تایید میکنند عبارتند از:

1.     میتوکندری تنها اندامکهای درون سلولی هستند که  اندازه آنها با باکتری ها یکی ست.

2.     میتوکندری همانند بسیاری از باکتریها دارای غشاءِ سلولی دو لایه است، وساختار مولکولهای چربی در غشای میتوکندری شباهتی به  غشای سلولی یوکاریوتی ندارد، بلکه  شباهت بیشتری به  غشای باکتری ها دارد.

3.     مولکولهای rRNA در میتوکندری به مولکولهای rRNA در باکتریها شباهت بیشتری دارند.

4.     تقسیم و تکثیر میتوکندری در فرآیندی مشابه تولید مثل باکتریها انجام می گیرد.

5.     واما یکی از دلایل اصلی در این زمینه، وجود مولکول DNA در میتوکندری ست، که نشان دهندۀ زندگی مستقل آن در گذشته است.

 

 

شکل و اندازه میتوکندری و تغییرات آنها

 

شکل میتوکندریها متغیر اما اغلب رشته‌ای یا دانه‌ای می‌باشند. میتوکندریها در برخی مراحل عمل خود می‌توانند به شکلهای دیگری درآیند. مثلا، یک میتوکندری طویل ممکن است در یک انتهای خود متورم شده و به صورتی شبیه گرز درآید. (مثلاً در سلولهای کبدی چند ساعت بعد ورود غذا) یا ممکن است میان تهی شده و شکلی شبیه راکت تنیس به خود بگیرد. گاهی میتوکندریها حفره مانند شده و دارای بخش مرکزی روشنی می‌شود. اما بعد از مدتی، تمام این تغییرات به حالت اول برمی‌گردد.

اندازه
اندازه میتوکندریها نیز متغیر است و در بیشتر سلولها ضخامت آنها ۵۰
µm و طول تا ۷µm می‌رسد. اما متناسب با شرایط محیطی و نیز مرحله عمل سلول، فرق خواهد کرد. در سلولهایی که هم نوع هستند یا دارای عمل مشترک می‌باشند دارای اندازه ثابت می‌باشند.

 

 

ساختمان میتوکندری

 

غشای خارجی
این غشا دارای تعداد زیادی پروتئین است که به انتقال آسان مولکلول های بزرگ کمک می‌کنند. علاوه بر این در این غشا، پروتئین هایی وجود دارد که چربی‌ها را به مواد قابل استفاده در ماتریس تبدیل می‌کند.

فضای بین غشایی
این فضا شامل آنزیم هایی است که با مصرف
ATP، سایر نوکلئوتیدها را فسفره می‌کنند.

غشای داخلی
این قسمت دارای پیچ و خم های بسیار زیادی است که باعث افزایش سطح آن می‌شود. این کار کمک می‌کند تا کار بیشتری در فضای کوچکتر انجام شود. در این قسمت سه پروتئین اصلی وجود دارد: 1. پروتئینی که واکنش های اکسیداسیون زنجیره تنفسی را انجام می‌دهد. 2. یک کمپلکس آنزیمی به نام
ATP" سنتتاز " که ATP می‌سازد. 3- پروتئین های انتقال دهنده که ورود و خروج مواد به ماتریکس را کنترل می‌کنند.
اینجا همان جایی است که فسفریلاسیون اکسیداسیونی انجام می‌شود.

ماتریکس
سیکل کربس در اینجا اتفاق می‌افتد. به علاوه، چندین کپی از ژنوم
DNA، تعدادی ریبوزوم خاص میتوکندری، t RNA‌ها و آنزیم هایی که برای انجام فعالیتهای متیوکندری ضروری است، در این بخش قرار دارند.

 

نقش زیستی میتوکندری

 

·         تنفس هوازی سلولها

میتوکندری در سلولهای یوکاریوتی امروزی نقش تنفس هوازی (oxidative respirartion)

را بر عهده دارند، که آخرین مرحله از تنفس سلولی ست.

در تنفس هوازی میتوکندری، با تجزیه کردن قند پیرووات (PIROVAT) تبدیل آن به کربن دی اکسید ، بخش اصلی ATP مورد نیازسلول یوکاریوتی را تولید می کند.

وجود اکسیژن برای حیات سلولهای یوکایوتی بسیار مهم است، چون میتوکندری از اکسیژن بعنوان آخرین مولکول پذیرنده الکترون در ذنجیره انتقالی الکترون استفاده می کند، و این انتقال الکترون در نهایت منجر به تولید ATP می شود.

بر این اساس، میتوکندری در تمام سلولهای یوکاریوتی وجود دارد، اما نه به تعداد یکسان؛ بعنوان مثال در سلولهای بافت عضلانی و یا کبد، که نیاز به انرژی بیشتری دارند، میتوکندری بیشتری وجود دارد، نسبت به سلولهای بافت استخوانی که نیاز کمتری به انرژی دارند.

 

 

  • سنتز اسیدهای چرب

یکی از راههای تولید اسید چرب، سیستم میتوکندریایی می‌باشد که عکس اکسیداسیون یا تجزیه آنها می‌باشد.

  • دخالت میتوکندری در گوارش چربیها

در هنگام گرسنگی، میتوکندریها به طرف ذرات چربی حرکت کرده و روی ذرات چرب خم شده و آنزیمهای میتوکندریایی شروع به هضم چربی و آزادسازی انرژی می‌کنند.

  • ذخیره و تجمع مواد در میتوکندریها

میتوکندریها می‌توانند در اطاق داخلی خود مواد مختلف را انباشته کنند که این مواد عبارت‌اند از: ترکیبات آهن‌دار، چربیها، پروتئینها، کاتیونها و آب. در اثر ذخیره این مواد، میتوکندریها اغلب به حالت یک غشایی و شبیه باکتریهای کوچک دیده می‌شوند و به تدریج، کریستاها محو می‌شوند اما بعد از حذف این مواد، دوباره همه به حالت اول برمی‌گردد.

  • محل میتوکندریها در سلول

اغلب در اطراف هسته دیده می‌شوند اما در شرایط مرضی در حواشی سیتوپلاسم ظاهر می‌شوند. این پراکنش، تحت تأثیر مقدار گلیکوژن و اسید چرب می‌تواند قرار بگیرد. در طول میتوز میتوکندریها در مجاورت دوک جمع می‌شوند و وقتی تقسیم پایان می‌یابد، در دو سلول دختر، پراکنش تقریباً یکسانی پیدا می‌کند. پراکنش میتوکندریها را می‌توان بر حسب عمل آنها از نظر تامین انرژی، مطرح کرد که میتوکندریها در داخل سلولها جابجا شده و خود را به جایی که نیاز به ATP بیشتر است می‌رسانند.

  • تعداد میتوکندریها در سلول

تشخیص ارزش میتوکندریایی یک سلول دشوار است. اما اغلب بر حسب نوع سلول مرحله عمل سلول متفاوت می‌باشد. در یک سلول معمولی کبد بیشترین تعداد و در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ عدد وجود دارد که در اثر تحلیل رفتن سلول و نیز سرطانی شدن آن کاهش می‌یابد. و در مقابل، تعداد میتوکندری در بافت لنفی، خیلی کمتر است. در سلولهای گیاهی، کمتر از جانوری می‌باشد چون بسیاری از اعمال میتوکندریها، به‌وسیله کلروپلاست انجام می‌شود.

 

نقش و فعالیت فیزیولوژیکی میتوکندری

* فسفریلاسیون اکسیداتیو ( تنفس هوازی یا تنفس سلولی )

* متابولیسم اسیدهای چرب

* تجمع مواد در میتوکندری* سنتز پروتئین و مشخصات ریبوزوم میتوکندری

 

ژنوم میتوکندری

 

میتوکندری تنها اندامک درون سلولی ست که خود دارایDNA است.

اگر چه بیشتر DNA ها در کروموزوم های هسته وجود دارد، اما در میتوکندری نیز مولکولDNA  وجود دارد که این ماده وراثتی به DNA  میتوکندریی (mitochondrial DNA  یاmtDNA ) معروف است.

هر سلول شامل صدها تا هزاران میتوکندری ست که در سیتوپلاسم سلول وجود دارد که مواد غذایی را از طریق فرآیند فسفریل دار شدن اکسایشی (oxidative phosphorylation) به انرژی تبدیل می کند.

mtDNA   حاوی 37 ژن است که همه آنها برای فعالیت طبیعی میتوکندری لازم است، 13ژن آن در فرآیند تولید آنزیم های پروتئینی  فعال در میتوکندری درگیر فسفریل شدن اکسایشی می شوند و سایر ژنها برای تولید مولکولهای RNAی انتقالی (tRNAs) و مولکولهای RNAی ریبوزمی (rRNAs) که در فرآیند  رونویسی ، ترجمه و پروتئین سازی در میتوکندری  نقش دارند، فراخوانده می شوند.

توارث mtDNA در اکثر موجوداتِ یوکاریوتی، از مادر به نسل بعد صورت می گیرد، زیرا؛

تخمک و اسپرم هر دو دارای میتوکندری هستند اما در هنگام لقاح  میتوکندری اسپرم وارد تخمک نمی شود  و این تنها هسته اسپرم است که وارد تخمک می شود، در نتیجه DNA  هسته زیگوت  از هر دو والد است در حالی که mtDNA   فقط از طرف مادر است.

 

در توارث mtDNA، تغییراتی در این مولکول می تواند صورت گیرد، که این تغییرات حاصل ایجاد جهش در ساختار مولکول DNA هستند، نه این که حاصل ادغامِ مولکولِ mtDNA مادری و پدری باشند.  

 

 

mtDNA اختصاصی و مستقل از DNA  هسته است؛ این DNA  دو ذنجیره ای و حلقوی شکل با مقاومت بالای حرارتی ست، همچنین وزن مخصوص نسبی این DNA  نسبت به DNA هسته ای بالاتر است،

همانندسازی mtDNA  بدلیل حلقوی بودن آن از یک نقطه شروع و با روش دو جهتی در هر دو جهت ادامه می یابد.

 

 mtDNA  با DNA  هسته تفاوتهای دیگری نیز دارد ازاین قبیل؛

 

1.مقدار نسبی بازهای C-G، در mtDNA  بیشتر است در نتیجه  غلظت شناوریِِِِِِ آن نیز بیشتر خواهد بود.

2. گرمایی که موجب تخریب mtDNA   می شود بیشتر است در نتیجه  سهولت بازگشت آن به وضع طبیعی نیز بیشتر خواهد بود.

3. اطلاعاتِ ژنتیکی mtDNA   برای سنتز تمام پروتئین ها و آنزیم های موجود در این اندامک کافی نیست؛

بر این اساس تعدادی از این پروتئین ها از ماده ژنتیکی هسته سلول رمزدار می شوند؛ بدین ترتیب همکاری دقیقی بین ماده ژنتیکی هسته و میتوکندری وجود دارد.

 

 

میتوکندری ها خود تکثیرند و در واقع علت وجود mtDNA ، کنترل تکثیر این اندامک میباشد؛ همان گونه که DNA هسته کنترل تکثیر سلول را بر عهده دارد. 

 

مکانیسم تنفس

اکسایش تنفسی که منجر به تجزیه و اکسیداسیون مولکول آلی (گلوکز) و تبدیل آن به مولکولهای کوچکتر و سرانجام تولید آب  co2 و انرژی به شکل ATP می‌شود، در طی سه مرحله انجام می‌گیرد:

گلیکولیز

در مرحله اول یا مرحله گلیکولیز سوبسترای اصلی تنفسی که گلوکز است ابتدا به کمک ATP فسفریل دار شده ، تحرک پیدا می‌کند و سپس در طی واکنشهای بعدی این مرحله به دو نیمه سه کربنی اسید پیروویک تجزیه می‌شود. در طی گلیکولیز مقدار بسیار کمی انرژی (2 مولکول ATP) از طریق فسفریلاسیون سوبسترایی تولید می‌شود.


چرخه کربس

دومین مرحله تنفس چرخه کربس است که برخلاف چرخه کلوین ، چرخه تولید  co2  است. در طی واکنشهای دورانی چرخه کربس ، سوبسترای تنفسی حاصل از گلیکولیز که اسید پیروویک است، به تدریج اکسید و کربوکسیل زدایی می‌شود و از این رو اتمهای هیدروژن آن از طریق نوکلئوتیدهای NAD و FAD و همچنین اتمهای کربن آن به صورت co2 آزاد می‌شوند.

مرحله آخر تنفس

بالاخره در مرحله سوم الکترونها و پروتونهای اتمهای هیدروژن بطور همزمان از روی زنجیره‌ای از مواد ناقل الکترون عبور می‌کنند. در طی این عبور یا انتقال ، از یک سو الکترونها تدریجا انرژی خود را از دست داده و خود را به اکسیژن در پایان زنجیره می‌رسانند و از سوی دیگر ، انرژی رها شده ضمن انتقال الکترونها ، صرف فعال شدن نقاطی از زنجیره می‌شود که این نقاط به مثابه تلمبه‌های پروتونی عمل می‌کنند و پروتونها را به فضای بیرون از غشای درونی میتوکندری می‌رانند.

با خروج پروتونها اختلاف شیب غلظت یا PH ایجاد می‌شود که خود اختلاف پتانسیل الکتریکی را به همراه دارد و اختلاف شیب غلظت و پتانسیل الکتریکی در مجموع موجب بروز یک شیب الکتروشیمیایی می‌شود که این شیب عامل اصلی یا نیروی محرکه لازم جهت بازگشت پروتونها به داخل غشای درونی میتوکندری و فعال شدن سیستم آنزیمی سازنده ATP است.

تولید شیمیواسمزی ATP

تولید شیمیواسمزی ATP که جفت و همزمان با واکنشهای اکسایش صورت می‌گیرد، طبق نظریه میچل به این صورت است که همزمان با انتقال الکترونها ، یونهای هیدروژن نیز از ماتریکس به بیرون از غشای درونی ، یعنی فضای بین غشایی منتقل می‌شوند و این امر منجر به تجمع پروتونها و اسیدی‌تر شدن فضای بین غشایی نسبت به ماتریکس و در نتیجه ایجاد یک شیب PH در دو طرف غشای درونی می‌شود.

شیب PH خود موجب بروز اختلاف پتانسیل الکتریکی غشا ، از طریق مبادله پروتونها با سایر کاتیونها ، از خلال غشای نیمه تراوای درونی ، می‌شود. شیب PH همراه با شیب الکتریکی غشا شیب الکتروشیمیایی ایجاد می‌کند که نیروی محرکه لازم جهت بازگشت پروتونها از طریق پایه آب گریز مجموعه آنزیمی ATP آز مستقر در غشای درونی را فراهم می‌سازد و موجب ساخته شدن ATP در محل گره f1  یا سر این انزیم می‌شود.

اکسایش ناقص مواد در محیط فاقد اکسیژن

اکسایش ناقص مواد در محیط فاقد اکسیژن را که فقط تا پایان مرحله اول یا گلیکولیز انجام می‌گیرد و بر خلاف اکسایش کامل هوازی به و آب نمی‌انجامد، تخمیر می‌گویند. فراورده‌های تخمیری ناقص بوده و مقدار قابل ملاحظه‌ای انرژی رها نشده دارند. مهمترین فراورده‌های تخمیری الکل اتیلیک و اسید لاکتیک هستند که از احیای اسید پیروویک حاصل از گلیکولیز بوجود می‌آیند. اگر اسید پیروویک ابتدا کربوکسیل زدایی (از دست دادن ) و سپس احیا شود، الکل اتیلیک ایجاد می‌گردد (تخمیر الکلی) و اگر اسید پیروویک بدون هیچ تغییری احیا شود، اسید لاکتیک بوجود می‌آید. (تخمیر اسیدی)

 

مواد بازدارنده تنفس

بعضی مواد بازدارنده تنفسی مثل روتنون یا سیانید ، با قطع و مسدود کردن زنجیره انتقال الکترون و برخی دیگر مانند اولیگومایسین از طریق جلوگیری از فعالیت آنزیم ATP آز مانع انجام فسفریلاسیون اکسیداتیو می‌شوند. دسته‌ای از مواد نیز تحت نام مواد جدا کننده (آن کاپلرها) با جدا کردن واکنش زوجی فسفریلاسیون از اکسیداسیون فقط از انجام واکنش کاتالیز ADP یا Pi و سنتز ATP جلوگیری می‌کنند و هیچ اثری بر انتقال الکترون در طول زنجیره تنفسی ندارند


+ نوشته شده در  87/04/12ساعت 0:15  توسط MHS  |